تبلیغات
((((( هد هد اسلام ))))) - قصه من و مامان و دختر همسایه
لینك به ما


لوگوی دوستان

نظر شما راجع به وبلاگ چیست؟






هر گونه استفاده از محتوای این قالب در جهت ترویج فرهنگ غنی شیعه و عاشورا با ذکر منبع مجاز و بلامانع می باشد
با تشکر محمد اعتصامی فر

داستان و قصهعکسسسس

همه بخونند و برای رفیقاشون تعریف کنن... پسره به دختری که تازه باهاش دوستشده بود میگه :
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره : مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟
پسره : بگو میخوام برم استخر...
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم موهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...
پسره و دوستاش یکی یکی...
این آخری که رفت حموم ، نه 1ساعت نه2 ساعت ، موند تو حموم...
دیدن این دیر
کرد ، رفتن حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته :
نامردا خواهرم بود...

نکنید از این کارا دوست دختر شما خواهر یک بنده خداییه
شایدم اصلا برادر نداره تکه این اصلا مهم نیست
شاید دختره خره احمقه نمیفهمه چه آینده ای در انتظارشه
ولی شما نکنید 
.
.
.
فقط تنها خواهشم اینه که این پست رو به اشتراک بزارید
هرچی بیشتر مجدد بشه ، کمتر از این نامردی ها میبینیم


دمت رفقا سلام. یک داستان کوتاه براتون بگم  گوشکننه اینجوری نه حلاخود دانی نشنوی

 ضرر می کنی این همه حرف میشنوی مفت .حالا حوصله نداری ؟من میگم. جریان واقعیه خود دانی {جریح یک

 بچه مثبت عابد بودتو بنی اسرائیل همش توی صومعه ش عبادت میکردیه روز مادرش اونجا اومد و  پسرش را صدا

زداما او چون توی نماز بودجواب نداد مادرش رفت د وبار اومد جوابی نداد با سوم هم همین ماجرا رخ داد مادره

خیلی دلشکسته شد که چرا فرزند نمازی به دنبال نماز دیگه میخونه وحتی لحظه ای پیش خودش فکر نمی کنه که

مادرم چه کار مهمی دارد که به خاطر ان سه بار به اینجا اومده عابد که توی نماز بود ناگهان متوجه شد مادرش

نفرین می کنه مادر گفت از خدا میخواهم خوارت کند فردای ان روز توی شهر دختری روا به جرم زناو  تولد بچه بی

پدر از دختر بی شوهر پیش حاکم بردند حاکم گفت چرا زنا کردی باید مجازات بشی گفت 9ماه پیش تو رصحرا مردی به زور به من تجاوز کرد --راست هم میگفت از ترس ابرو کتمان کرده بود اما حلا که بد تر شد--قابل

توجه بعضی ها ...گفتن اون مرد کی بود گفت نمی دونم ادرس بده کدام صحرا گفت فلان جا رفتند اون  منطقه را

گشتند دیدند تو ان منطقه کسی جز یک عابد رفت وامد نمی کنه انهم برای عبادت توی  صومعه --ببخشید جریان

برا زمان بنی اسرائیله--عابد رادستگیر کردند هرچه اه و ناله کرد من نبودم ابرویم را نبرید. فلان. توجه نکردند

 اوردنش مقابل همون دختره گفتند این بود دختر دید نه این اون نیست اون این همه ریشو پشم نداشت اما ترسید

 اگر بگه این نبود به اتهام دروغ که دیگه کسی توی اون بیابونها رفت وامد نداره پس لابعد یک دوست پسر درای

مجازاتش بکنند گفت حاکم: خود نامردشه پدر سوخته 9ماه خودشو اصلاح نکرده ریشو پشم گذاشته شناسائی

 نشه از صدام هم که امریکائی ها دست گیرش کردن حرفه ای تره این اخراش مال خودم بود خوستم پیاز

 داغش رو بیشتر کرده باشم اما خودمونیم ها امون از ترس دخترا همه جا کار درست میکنه خلاصه این که عابده

داشت منفجر میشد ونمی دونست از کجا داره میخوره فردا توی شهر پیچید . مردم میگفتن عابدی که میگفت زنا

 نکنید خودش یواشکی میره زنا میکنه معلوم نیست تا حالا روزگار چندتا دختر رو سیاه کرده فردا مردم و خبر کردن

جمع شدند صحنه اعدام متجاوز به عنف رو بینند بیچاره عابده رو سرش و ریش وپشمش رو تراشیدن ماست رو

 سرش ریختند توی یک گاری گذاشتن دست بسته از بین مردم میبردن پای چوبه دار ناگهان چشم عابد در جمعیت

به مادرش افتاد چشم مادر اشکبار بود یاد نفری مادر افتاد اما نذاشتن با مادرش حرفی بزند فوری ردش کردن قبل

 از اعدام گفت مردم من از خودم مطمئنم من تو عمرم  آاوون کارا نکردم چه برسه به آاین کارا. برید همان بچه

 حرام زاده رو بیارید اگه خدا بخواد بی گناهی منو ثابت کنه بچه شیر خوره به حرف میاد بهش گفتند: اراذل و اوباش

 مسخره میکی گفت نه شما برید بچه روبیارید. اوردن. مردم حلا دارن نیگاه میکنن عابد به بچهه گفت پدر سوخته

بابات کجاست ایا من بابای توام بچهه گفت اووه اووه همه خندیدند مادر عابد از ذلت وابتلای پسرش دلش

سوخت گریه اش گرفت- مادره دیگه- یک دفعه گفت خدایا بسشه دیگه من از اون راضی شدم یک جوری پسرمو از

اعدام نجات بده اما به اینجا که رسید نمی دونم چه جوری این در حالی بود که عابد داشت دوباره سوالش رو از نی

 نی حرام زاده می پرسد همه یکدفعه با تعجب دیدن کودک به حرف دراومدبچه گفت حاکم بابای من این مرد نیست

 بابای من چوپانی است که فقط یک بار اونهم 9ماه پیش گوسفند هاش روبه صحرای این عابد برا چرا اورده بو

د والان  فلان جاست اون بابای منه رفتن پیداش کردن اوردنش دختره شناخت هردو اعتراف کردن به دختره گفتن

چراتهمت زدی گفت ترسدم حرفمو قبول نکنین خلاصه عابد پی برد حرمت پدر و  مادر پیش خدا چقدره قابل توجه

 اونهائی که این جور کارا بامادرشون واسشون سوسکه گاهی به سر پدر. مادرشون دادمیزنن حرف گوش نمی کنن گاهی- وای- دست بلند میکنن ادرس داستان روایتی از امام باقر ع کتاب بحارالنوار جلد 14 ص487خداحافظ



 لینك مطلب  نظرات []     نوشته:محمد اعتصامی فر    معرفی به دوستان
قصه من و مامان و دختر همسایه
از این تصاویر احساس شرم حقارت و...کردم...خدا باعث و بانیشو نیامرزه ....چیه دنبال قاتل بچه هامون تو خیابونا را افتادی
آه ه ه ه هچقدر جمعیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در بوشهر این دانش اموزان را از سر در س به کجا می برند؟؟؟؟
مروری بر اعتراضات و افشاگری های یادگار امام (ره) در مورد رفسنجانی قبل از وفات
در اعتراض به توهین به گل سر سبد هستی عقل کل محمد بن عبد الله روحی له الفداء
انتقاد رحیم‌پور ازغدی از تنبلی در اقتصاد داخلی و التماس در اقتصاد خارجی
سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی
سلمان و ابوذر فاسد نمی‌شوند
اقتدار موشکی در برابر اقتدار شکمی!
رفراندوم خواست برخی رئیس جمهوران در ایران بوده وهست
حرف دل
بشار اسد گفت به نامه ۱۱بندی رهبری عمل کردم و پیروز شدیم
خبرگزاری هدهد بی برکتی دولتی در درآمد
نعلین پاره مقام معظم رهبری سوژه شبکه‌های خبری +عکس
.:::: بیانیه حاج سعید حدادیان در دفاع از مداح با اخلاص حاج محمود کریمی ::::.
ببخشید آقا! من می‌تونم یه كم به خانوم شما نگاه كنم و لذت ببرم؟
«....دوستم داشته باش....»
سخنـان نــاب و پرمعنــای زنـدگی
می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.
به مناسبت کور شدن چشم فتنه در 9 دی 88
«این بار سخنم با توست نه با بندگانت!
چشم چرانى و نگاه آلوده،
خواص زرشک و شربت ان
ایا تا بحال پای پدرت را بوسیدی؟
بررسی موبایل توسط امام زمان(عج)
ذکری که مجرب است
تاثیر خوش اخلاقی
مردان چهار زنه!!
ایه غار ایا فضیلت ابوبکر است
بنر ما


آمار بازدیدها
امروز: نفر
دیروز: نفر
این ماه: نفر
ماه گذشته: نفر
آخرین بازدید:
كل بازدیدها: نفر
افراد آنلاین:

نفر

اطلاعات پست ها
آخرین به روز رسانی:
تعداد پست ها : عدد
ایجاد صفحه: 105 ثانیه
پشتیبانی آنلاین

CopyRight All Rights Reserved by KHAFAN 30TI.MIHANBLOG.COM
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به ((((( هد هد اسلام ))))) است . هر گونه كپی برداری ازمطالب یا تصاویر این سایت تنها با ذكر منبع مجاز می باشد .