تبلیغات
((((( هد هد اسلام ))))) - شب ششم زنده نگاه داشتن دین دلیل شهادت امام حسین (ع)
لینك به ما


لوگوی دوستان

نظر شما راجع به وبلاگ چیست؟






هر گونه استفاده از محتوای این قالب در جهت ترویج فرهنگ غنی شیعه و عاشورا با ذکر منبع مجاز و بلامانع می باشد
با تشکر محمد اعتصامی فر

سخنرانی استاد ملکوتی

 

 

زنده نگاه داشتن دین دلیل شهادت امام حسین (ع)

 

شب ششم

زنده نگاه داشتن دین دلیل شهادت امام حسین (ع)

 هفت سوره ای که حوامین نام دارند، یعنی شروع آنها با "حم" مشهورند، از یک نگاه، در مورد امام حسین (ع) است. از سوره مبارکه غافر تا آخر سوره مبارکه احقاف.

این مبنای بحث است، تا اگر کسی پی گیر باشد و بخواهد دقیقتر و وسیعتر دنبال کند و بداند از چه مسیرهایی می رویم.

اما ابتدا تصمیم بر این بود که بحث نماز در محرم امسال مطرح شود ولی بعد از تفکر متوجه شدم ظاهراً این بهترین تصمیم نیست، موضوع خوبی است ولی بهترین و لازم ترین، نیست. دلیل هم این است که اگر انسان دقیق به وضعیت موجود  پیرامون نگاه کند، می بیند که بنا بر گفته معصومین (ع) ما حالت غریق را داریم یعنی در حالت غرق شدن هستیم و در آن حالت، درست است که ممکن است نماز کمکی به فرد کند، و از غرق شدن نجات دهد، ولی باید کار دیگری را انجام دهد باید بداند چگونه از غرق شدن نجات پیدا کند، چه کار کند و چه نکند، چه بگوید و چه نگوید، افکار و اعمال داشته باشد تا غرق نشود. پیغمبر (ص) فرمود: درآخرالزمان وقتی خیلی شرایط برای مومنین سخت می شود، بادی وزیدن می کند که از هر روزنه ای رد می شود. و همه به آن مبتلا می شوند. شبیه آن آبی است که هر کس خورد بلایی به سرش آمد. بعضی از پیامبران این امتحان الهی، را دادند. در اینجا باد است. شاید یکی از دلایلی که باد را به جای آب مطرح کردند، این است که باد نافذتر است. چون آب مایع است و باد، گاز است. ذراتش ریز است و به هر جایی نفوذ می کند. این کفر و این برگشتن از اسلام، برگشتن از حقیقت، برگشتن به کفر، به نقل از قرآن برگشتن به جاهلیت، ظریف و دقیق و با ذرات ریز در زندگی انسان وارد می شود. در خوراک، در پوشاک، در دیدنی ها، در شنیدنی هایی که در موردش صحبت می کنند، افکار و تمایلات مردم ، بسیار ظریف و بی سروصدا وارد می شود و به همه بدون استثنا مگر انسان کامل و امام زمان(عج) سرایت می کند. و همه به نوعی کم یا زیاد گرفتار این قضیه می شوند.

مثلاً الان مرگ نرم داریم، مرگ سخت داریم.

مرگ سخت مثل دار زدن، مجرمی را وقتی جرم او ثابت شد، مطابق حکمی که در قرآن هست، او را دار می زنند یا تیر باران می کنند.

مرگ نرم که کشورهای مثلاً دموکراتیک مثل آمریکا، که اگر جنایتکاری پیدا شود که به این حد باشد که مجازات او مرگ باشد، مرگ نرم برای او تعبیه کردند، مثلاً در یک اتاق گاز مسموم او را گذاشته و این گاز آهسته آهسته انتشار پیدا می کند، تا طی زمانی، این فرد نرم و آرام بمیرد، تا آن صحنه دلخراش مثلاً شکستن گردن زیر طناب، و دست و پا زدن و... ندارد.

هر دو اینها مرگ است ولی یکی سخت و دیگری نرم؛

خیلی کم پیش می آید در دینداری، در اسلام، در ایمان به ظاهر حق، کسی سخت دین خود را از دست بدهد. عموماً نرم دین را از دست می دهند. این طور نیست، و به ندرت در طول تاریخ حق، از اول زندگی آدم ابوالبشر تا الان بوده که در یک شبانه روز انسان از مسلمانی به ملحدی روی آورد. آن چیزی که عمومیت داشته مرگ نرم معنوی و دینی بوده است. به یک باره انسان دزد نشده، یک باره زنا کار نشده، یک باره حرام خور نشده است. یک دفعه منکر ضروریات دین مثل حجاب، یا مسائل امامت و قیامت، معاد جسمانی و ... نشده است. بلکه یواش و آهسته، مثل اتاق مرگ پر از گاز مسموم، آلوده شده طوری که خود انسان هم متوجه مرگش نمی شود. نه تنها نمی فهمد بلکه همان حرفها را دوباره می زند. هنوز می گوید من مسلمانم، من مومنم، ولی دین او مرده است. نه تنها مرده و ادعای دینداری می کند، بلکه دیگران را هم که زنده هستند را تهمت می زند که از دین خارجند و به قول امروزی ها رادیکال هستند. به اوصولشان سفت چسبیده اند و دست بر نمی دارند. اینان مغزشان خشک شده است. با این که او خود متوجه نیست که آهسته آهسته مرده است.

دیروز، یک ماه پیش، یک سال پیش، ده سال پیش، خیلی از چیزها را حرام می دانست. اما الان همه را حلال می داند. خیلی از چیزها را حلال می دانست و الان حرام کرده است. قدیم خیلی از کارها را خوب می دانسته، اما الان بد می داند و بالعکس. اصلا داستان زندگی خیلی ها و همین هایی که الان تلاش می کنند برای مجلس هشتم، چون شرایط طوری هست که اگر اینها چیزی بدست نیاورند، کاملاً مرده اند. بخاطر همین با هر کسی هم پیمان می شوند.

داستان زندگی شان را از قول خودشان که می خوانید، گفته اند: «  اول انقلاب، برای کارهای خودمان خانه نمی رفتیم، نان خالی می خوردیم، میشد بیشتر فراهم کنیم، ولی می گفتیم ما انقلابی هستیم، خاندان شاه را می خواهیم کلاً جمع کنیم، این اموال و امکاناتی را که در اختیار پهلوی ها بوده را از اینها بگیریم و به مناطق محروم بدهیم، پس ما که چنین نیتی داریم، خودمان هم باید نان و پنیر بخوریم. نمیشود که غذای خوب خورد، بعد شعار دهیم که می خواهیم، این غذای خوب را به همه ایران برسانیم. حتی آن روستاهایی که در نقشه نیستند!  ( خیلی از روستاها آنقدر محروم بودند که حتی نمی دانستند کشوری وجود دارد، رهبری هست، مملکتی هست)؛ بعد وقتی در رأس کار قرار گرفتیم بعد از جنگ، متوجه شدیم اصلاً نمی شود ( این ناتوانی را آنها می گویند ولی اگر کسی با یک چشم حقیقت بین نگاه می کند، می بیند که این دقیقاً در یک اتاق گاز سمی بوده است، سمی که دین طرف را می کشد، نه جسم او را؛ ) تا اینکه ده سال پیش به این نتیجه رسیده که اگر جوجه کباب نخورد، جان و توان این را ندارم که برای آن روستایی کار کنم. و اصلاً لازم است که این را من بخورم؛ »

این یک مثال ظاهری بود. چون مسائل معنوی و اعتقادی بسیار دقیق است. خوراک و پوشاک و موضوعات ظاهری زود فهمیده می شود. چطور این مسئله در ده سال پیش حرام بود و خود را موظف می دانستیم که به مستضعفان برسانیم، ولی بعد از این مدت، نظرشان بر می گردد که نه تنها آن حرف اشتباه بوده، بلکه اشتباه است که الان خورده نشوده، چون اگر نخوری، چگونه می توانی کار کنی؟!  این عذر بدتر از گناه است.

در معنویت هم همنیجور است. کسانی که از دین خارج می شوند، پشت می کنند به اسلام حقیقی، در زمان معصومین و یا در زمان پیامبر(ص) خیلی از افراد بودند که از دین خارج شدند .

الان ما دقیقاً بین غدیر و عاشورا هستیم. روز غدیر دهها هزار نفر، به عنوان نمونه ای از جامعه اسلامی بودند چرا که در آن زمان همه مسلمانان به حج نمی رفتند، مقیاس پایین بودند، مثل الان که حدود دو میلیون به حج می روند، اما نزدیک دو میلیارد مسلمان داریم، که نمی توانند مشرف شوند. از این تعداد یک صدم ایشان به حج می روند؛ در آن زمان این مقدار حدود هشتاد تا صد هزار نفر بودند. اینان با پیامبر بیعت کردند و او را قبول کردند و آرزوی طول عمر کردند و گفتند که اگر شما هم نبودی، جانشین تو را می پذیریم. ولی بعد از آن در فاصله کوتاهی که پیامبر از دنیا می رود، دو ماه کامل  با دوازده روز، دقیقا هفتاد روز بعد، چی می شود که تغییر رویه داده که نه تنها حرفای پیامبر را نپذیرفتند بلکه گفتند ما اشتباه کردیم، مگر ما خود عقل نداریم که یک نفر را انتخاب کنیم؛ حال همین اتفاق چندین سال بعد حدود شصت سال بعد دوباره رخ می دهد و به جایی می رسند که واجب میدانند که امام حسین را بکشند. اینان مرتب دارند از آن گاز مسموم استنشاق می کنند.

 روز اول گفتند اطاعت از پیامبر واجب است، بعد برگشتند و عقل را ملاک قرار دادند. بعد از مدتی گفتند که معاویه امکاناتش خیلی بیشتر از حسن بن علی است. لشکری وفادار دارد که وقتی اعلان جنگ می دهد همه می جنگند. اما لشکر حضرت، زود پراکنده می شوند. و این نشان از ضعف فرماندهی او دارد. ( در حالی که خودشان می دانستند اینطور نیست). بعد از مدتی حدود ده سال از حد گذارند و گفتند این خاندان انحراف دین اسلام هستند، ( این اسلام برای همین خاندان است) و از دین خارج شدند، تا اسلام از این منحرف تر نشده اینان را بکشیم حتی زنان و فرزندانشان را؛ حتی اجازه ندهیم که اینان به شهر برسند وسط یک بیابان آن ها  را محاصره کنیم و تشنگی بدهیم و ایشان را بکشیم تا صدایشان به هیچ جایی نرسد.

این موضوع برای صدر اسلام بود که اسلام داغ داغ بود و معصومین هم حاضر بودند. ولی الان 1400 سال گذشته است. معصوم در دسترس نیست یعنی هست ولی کسی معرفت درک ایشان را ندارد و ایشان غایب است. دستورات از طریق علما رسیده است. کسی که این را پذیرفت اوج آن انقلاب اسلامی بود. قبل از آن اسلم تقریباً مرده بود. یک اسلام الکی، مثل مسیحیتی که امروز در واتیکان است. طرف قیمت ماشین او یک یا دو میلیون دلار است، به عنوان پاپ ... یک چنین شخصی رهبر معنوی همه مسیحیان (کاتولیک) می شود. چون جانشین خداست باید همه چیز او در رفاه باشد.

اسلام قبل از انقلاب اسلامی تقریباً به این جهت کشیده شده بود، در واتیکان به آن شکل در ایران به یک شکل دیگر؛

اسلامی که به مردم نگوید چه کنید، چه بگویید و چه بپوشید، چه بشنوید و کجا بروید و جزییات زندگی را اصولی مطرح نکند، فقط در دل باشد و بین فرد و خدایش ( اگر درست باشد یا نباشد) رابطه معنوی ایجاد شود، این اسلام باقی مانده باشد، کسی مثل امام خمینی اعتراض می کند که این چه اسلامی است، پس پیغمبر برای چه مبعوث شد؟، که آیا در دل مردم ارتباط با خدا هست یا نه؟! هرگز، این طور نبود او آمد تا ظاهر را بیان کند، اگر ظاهر درست نباشد چگونه ممکن است باطن درست باشد؟. هر دو اینها با هم است. اما  اسلام برای مسائل ظاهری مردم، دستور آورده است.

وقتی جامعه از انوع لباس ها پر شد تو کدام لباس را بپوشی؟ به دلایل متعدد نه اینکه چون اسلام است و پیغمبر  هستم باید گوش دهی، نه به  دلیل پزشکی، عقلی و روانی، اجتماعی و اخلاقی همه اینها جمع می شود و حکمت خود را می سازند و تبدیل به وحی و حدیث می شود. وقتی امام می گوید فلان لباس را بپوش چون امام عاقلترین و اکیل ترین و داناترین و تمیزترین افراد  است. چرا ما اینقدر روایات داریم که پیامبر تمیز بود؟ این یک مسئله شخصی نبود. پیغمبر الگو بود و برای اینکه قائل بود وقتی من اینقدر تمیز و از همه پاکیزه تر هستم و قتی سفارش می کنم یک سفارش تمیز می کنم. حال ممکن است خوراکی باشد یا پوشاکی یا فکری و .. باشد . همه اینها تمیز و پاک است. یکی از معانی عصمت همین است که هیچ جور آلودگی ندارد، نه جسمی و نه فکری و نه خوراک و نه پوشاک؛ اسلام این است که تمام این دستورات را بدهد.

امام خمینی اعتراض به اسلام موجود کرد و گفت چهار سال دیگر همین اسلام مرده هم تمام می شود. اسلام این است که در جامعه مطرح شود.

آیاتی که در مورد بنی اسرائیل است، اگر حضرت موسی می خواست یک کار قلبی انجام دهد در گوشه ای می نشست و دیری درست می کرد و با خدای خود راز و نیاز می کرد و عده ای هم مرید داشت. در حالی که این هدف نبود. وقتی به آن توانایی منطقی رسید، و عقل او کامل شد، وحی آمد که موسی برو و با فرعون صحبت کن، بگو تا ظالم هستی و مردم را استثمار می کنی. بنی اسرائیل را به من واگذار کن و مردم را رها کن. اگر قبول کرد که بهتر و اگر قبول نکرد، وحی های بعدی آمد که چه کند و در نهایت آنها به عذاب دچار شدند. و یک بخش زیادی از بنی اسرائیل نجات پیدا کردند و البته بعد ناشکری کردند.

همه ادیان اینطور بودند اگر قرار بود پیامبران یک کار قلبی کنند، که درست نبود . الان می بینیم که کسی حجاب درستی ندارد، ولی می گویند این فرد دل بسیار پاکی دارد. ولی اسلامی که دل پاک دارد ولی ظاهر ندارد، هیچ فایده ای در آن نیست. این با هر کسی هست زن و مرد آن فرقی ندارد. این دل پاک بدون ظاهر، مسلمانی نیست. مسلمانی که پیامبر و معصومین گفتند محسوب نمیشود، مسلمان آن است که پیرو خدا و پیغمبر و جانشینان او باشد نه آنچیزی که به دل ماست و ما خود می فهمیم.

امام خمینی گفت این دین نیست و باید دین وارد جامعه شود. بر روی این شعار اصرار کرد. به شاه گفت، این بساط را جمع کن و برو تا مردم خودشان تعیین کنند. اول با او خیلی ساده برخورد کردند و گفتند از این دست آدمها زیاد دیدیم و تو را کنار می زنیم( اسناد صوتی و مکتوب اینها هست)، بعد از مدتی گفتند ما حق تو را می دهیم و سهمت را می دهیم، امام گفت ده برابر این را من به شما می دهم، یک ساعت در رادیو حرف بزنم،  و با مردم این موضوع را در میان می گذاریم هر چه مردم گفتند همان را عمل می کنیم. اگر گفتند من را نمی خواهند من می روم و شما ادامه دهید. اما اگر گفتند شما بروید. ولی دستگاه قبول نکرد و گفتند همچین چیزی نمی شود. این درگیری ادامه داشت و بیشتر شد و امام مرتب سخنرانی می کرد، شما فرض کنید یک سخنرانی به کجا راه پیدا می کند و آن هم با امکانات آن زمان بود. الان امکان این است که یک سخنرانی را همه مردم دنیا مستقیم بشنوند ولی در آن زمان این گونه نبود و بسیار محدود بود . ولی سخنرانی امام مرتب گسترش پیدا کرد. به صورت کتبی به عنوان علامیه و صوتی آن هم به صورت کاست پخش می شد. این ادامه داشت تا اینکه علناً امام فرمود که شاه باید برود. و بدین ترتیب اسلام مطرح شد. یعنی شروع انقلاب اسلامی، تازه شروع اسلام حقیقی است.

حال اینکه چقدر ما موفق شدیم تا اسلام را بفهمیم و عمل کنیم، بحث جدایی است. باید دید ملاک چیست و ما الان چه چیزی را گم کرده ایم. یا در چه خطری قرار داریم. اگر بحث این است که حرف انقلاب و سیاست و آخوندها را نزن، این می شود یک امر قلبی، که بودایی ها و بی خدایان و مشرکین و یهودیان و مسیحیان هم دارند . این چیزی است که همه در درونشان یک ارتباطی با یک ماوراء و یک غیبی،. با کسی که قدرتمند تر از همه است، ارتباط برقرار می کنند. اگر اسلام این است پس چرا اینهمه پیغمبر و معصومین و شهادت و بودند و از همه مهمتر امام حسین جانشان را در کف گذاشتند و خود را به کشتن دادند، خانواده شان شهید شوند و یک بخشی از آنها هم به شهادت برسند، و بعد هم ما هر سال محرم راه بیاندازیم، و هییت درست کنیم . آیا همه اینها بی جهت بوده است؟ اینکه بگوییم همه در قلبشان اعتقاد دارند و امام حسین فقط برای تقویت این ایمان تلاش کند؟ چه دلیل دارد که به کار یزید دخالت کند؟

پس آن اسلام نبوده است. اسلام آن است که مطرح شود. اسلام آن است که دشمن دارد. اسلامی که نه دشمن دارد و نه با کسی کاری دارد و چون در دل انسان است کسی از آن خبر ندارد، آن اسلام محسوب نمی شود و یک چیز خرافی و شخصی است.

تمام مسلک ها و گروه های منحرف دقیقاً از همین جا وارد شدند. سبیل را از ریش بلندتر کن و به چیزی دیگری کار نداشته باش و راه رسیدن تو به خداست، جدیداً اوضاع دراویش فجیع شده است اینان امر می کنند که طرف کراک بکشد، و جز ضرورتهای دین دست ساز خودشان می دانند. چون طرف را از حالت عادی خارج می کند تا هر چیز را اینها می گویند اینا می پذیرند، اسم دین را هم بر آن می گذارند. دین این نیست. دین باید لباس را درست کند، آرایش سر چه زن و چه مرد را درست کند. خوراک را درست کند. این حرف دین است و وظیفه پیغمبر هم است که دین را تبلیغ کند. مردم را بترساند و یا امید به  آنها دهد. به مردم بگوید مثلا این لباس خوب، پاک، و عقلی و روانی و اجتماعی و اخلاقی است و این را برای پوشیدن توصیه می کند، اگر پوشیدید مورد رضایت خداست، این دنیا منفعت مادی آن را می برید در ادامه منفعت معنوی را هم خواهید برد، اگر نه، با خدا مخالفت کردید، اینجا ضرر می کنید و عمر کوتاه می شود و مریض می شوید و با هم درگیر می شود و خیلی از اتفاقات دیگر برای شما پیش می آید، بعداً هم گرفتار آتش می شوید که آتش هم همین اعمال شماست.

کار پیغمبر و  اسلام این است که این موضوعات را بگوید.

در حال حاضر حدود 500 هزار هئیت است و حدود 300 هزار روحانی، این مبلغین هم همین موضوعات را می گویند. واجبات و محرمات، را بیان می کنند تا نظر خدا و قرآن و اسلام را بیان کنند. حال اگر عامل نباشیم مسئول خود ما هستیم، و اجباری نیست. خدا به انسان عقل داده و به جهت همین عقل و اختیار، فهم و انتخابی که می کند، ارزش پیدا می کند. وگرنه حیوانات همه به نوعی مجبورند. مجبورند که بخورند و یا خورده شوند. مثلاً گوسفند خورده می شود و کسی هم نمی تواند این سنت الهی را به هم بزند، این حیوان نگرانی ندارد و هیچ وقت هم از این بابت انقلابی نکرده است. چون عقل و فهم ندارد. این انسان است که اگر برده قرار بگیرد و ظلم به او متحمل شود، انقلاب می کند. مظلوم واقع شود، فریاد می زند. چون فهم و اختیار و توانایی دارد و در واقع یک انسان است که مرتبط با خداست. اسلام آمده تا این را به بشریت بگوید، هیئت برای این است. امام حسین(ع) برای این شهید شده است که ایشان یک فریاد خیلی بزرگ زده است.

برای لباس شما، برای خوراک شما، برای افکار شما، برای اعمال شما، حلال و حرام داریم. مبادا رها کنید بروید، تا هفته دیگر و ماه دیگر و سال دیگر تا محرم، این نامش اسلام نیست. این که در دل امام حسین را قبول داشته باشید فایده ای ندارد. باید مدام این آموزش را ببینید و مدام تحویل بدهید. که آیا فلان چیز درست است ؟ فلان لباس مناسب است؟ ... تا زمانی که ما به این توانایی برسیم که بفهمیم، که کدام لباس را باید بپوشیم و کدام را نپوشیم؛ چه رنگی برای چه لباسی مناسب، برای چه سنی کارامد و برای چه چیزهایی قابل استفاده است؛ اینها باید همانی باشد که معصومین گفته اند.  

الان در اینترنت یا حتی در تلویزیون ملی خودمان یک بررسی کنیم می بینیم که پر از این حرفهاست. کارشناس دعوت می کنند مثلاً به عنوان دکورات، توصیه می کند فلان شی با ابعاد خاص را در کنار شی خاص دیگر نگذارید.اتاق نشیمن را فلان رنگ نزنید، فلان لوازم را استفاده نکنید. این به عنوان متخصص کارش این است. ما نمی گوییم اینها نباشد، بالاخره کسی که لوازم دارد و خانه ای، یا انسان هیچ حرفی ندارد که بزند، همه چیز را در هم بدون قید چیدمان  می کند، این درست نیست، اصل بر نظم است، خداوند همه کارهایشان بر اساس نظم است. تمام کارهای انبیا هم بر نظم است و تمام قواعد دینی ما هم بر پایه نظم استوار است. پس قطعاً نظر دکوراتی هم دین ما دارد. به شرطی که ما به دنبالش آن برویم.

اگر از محرم امسال تا محرم سال دیگر فقط به دنبال این چیزها باشیم این دین برای ما دین نمی شود. چطور می شود آدم یک هفته عمل کند و فقط یک ساعت بشنود؟ این ممکن نیست. حداقل این است که یک ساعت باشد شنید و پنج یا ده ساعت عمل کرد. یک مقدارش خواب و خوراک  است که حتی آنها هم دستور می خواهد که چگونه باید خوابید؟ تنها نباید فکر ما به سمت دین برود، اینها ابعاد عقلی و جسمی و سلامتی و بالاتر از اینها سلامتی روان، هم دارد.

مثلاً در مورد خواب تقسیم بندی شده، نوع خاصی از خوابیدن، خواب حکما است، نوع دیگر خواب انبیا، نوع دیگر خواب شیطانی و ... وقتی انسان فکر می کند به این موضوعات و کاربرد آن را در جامعه می بیند، متوجه می شود که دقیقاً همان است که دین سفارش کرده، حتی خوابیدن بدون دستور العمل هم نیست. خوردن بدون دستور العمل هم نیست. شما چگونه بنشینی؟ ایستاده غذا نخوری؛ چه بخوری؟ با چه فاصله ای؟ به چه مقداری؟ با چه کیفیتی؟ با چه کمیتی؟ و... در هر کدام از اینها باز هم ممکن است هزاران دستور باشد.

چند ساعت باید شنید و چند ساعت باید عمل کرد؟ اگر ما خیلی درست قدم برداریم، هفته ای یک بار هیئت می آییم، یک ساعت( اگر همه یک ساعت مفید باشد) و حرف مطمئن و مستند باشد، می شنویم و یک هفته اجرا می کنیم. یعنی چیزی حدود 1% ؛ آیا چنین چیزی ممکن است؟ نیست ، البته ممکن است این دینداری شود ولی به ندرت! حال بعضی ها چند هفته یک بار به این محافل می روند، بعضی سالی بک بار! اینها امکان دارد ولی زندگی می شود که نمی توان نام اسلام را بر آن نهاد. دچار آن مرگ ( مسموم) شده ایم. حالا نمرده ایم ولی در کما هستیم، باید تحت مراقبتهای خاصی قرار بگیریم. تا این مراقبت سلب شود، فورا یک فکر غلط و یک کار گناه از انسان سرمی زند. بعضی مریض ها که خود مرگ هستند . بعضی ها هم اصلاً حال ندارند یعنی معنوی و دینی ندارند.  ولی کسی که مدام آموزش می بیند، مدام عمل می کند و اعمالش را عرضه می کند، ممکن است به یک آیه به یک حدیث، به یک کتاب مطمئن( فرقی ندارد)، عمل کند.

این انسان زندگی خودش را دارد. همان دستوری که الان برای جسم می دهند. مثلاً در رده سنی خاصی باید ماهی یک بار به پزشک مراجعه کند، به نسبت بالا رفتن سن نوع مراجعه هم متفاوت می شود، در سن بزرگسالی دیگر حداقل سالی یک بار باید چک آب شود، این را تجربه بشر ثابت کرده که اگر رها کنیم، ممکن است دچار امراض مختلفی شوید. یک مشکل پیچبده روانی، یا یک افسردگی خاصی ایجاد می شود. اما اگر مدام چک آب برویم  آزمایشات صحیح انجام بگیرد و پزشک واقعا حاذق باشد، مدام جسم را عرضه می کنیم، که مطابقت پیدا کند با استانداردها و قوانین، با آن تعاریفی که برای یک جسم سالم است. که آیا سالم هستیم یا نیستیم؟ اگر سالم نیسیتم همین الان که مریضی چندان ریشه پیدا نکرده باید دوای آن را پیدا کرد. این برای جسم است حال با این اوصاف آیا نباید این را برای دین تعمیم دهیم؟ چرا باید روزی پنج مرتبه نماز واجب بخوانیم؟ آیا خدا زور گفته؟ نه این طور نیست. اگر ما اسلام را پذیرفتیم این نشانه اسلام است. این اجبار نیست می توان نپذیرفت ! در درون می شود نپذیرفت و کسی از درون ظاهرا با خبر نیست. خیلی از ما، نماز بدون عقیده می خوانیم. در محفلی، بدون عقیده می نشینیم. برای چه به هیئت ها میرویم؟ نمیدانیم! امام حسین برای این شهید شد که ما جواب این سوالات را پیدا کنیم. یک فریاد بزرگ در عالم شد که دین را تعریف کند.

اگر همه چیز با هم جمع شود، قاطی شود دیگر نامش دین نیست. همان دینی که سفارش کرده نوع مختلفی از غذاها را با هم نخورید، سفارش هم کرده که فلان حرف مثلا غیبت با یک آیه از قرآن جمع نمی شود. اگر یک روزی این دو را با هم جمع کردیم بدانیم که آن روز مرده ایم ! دین ما مرده و فقط اسم اسلام  و شیعه بر ما باقی مانده است. چون این دو نقطه های مخالف هم هستند، غیبت با حدیث جمع نمی شود، هر کدام از اینها دیگری را از بین می برد. نماز با خیلی از کارهایی که ما در روز انجام می دهیم جمع نمی شود. اگر الان جمع شده به این دلیل است که ما دین نداریم. ایا با انجام دادن اعمال مسیحیان آیا مسیحی می شویم؟ هرگز نمی شود بلکه این یک عقیده می خواهد، باید قبول داشت تا بتوان اعمال آنان را انجام داد. نهایتا برای کنجکاوی است و تحقیق ممکن است به محفل ایشان راه پیدا کنید. به همین دلیل هم آنها اجازه نمی دهند وارد حریمشان شوید. اینها هم بر یک باور قلبی تکیه دارد. ما هم برای دین خودمان دقیقا همین گونه هستیم. هر کسی که دولا و راست شد مسلمان نیست. هر کسی از اول صبح تا آخر شب گرسنگی بکشد مسلمان نیست. مسلمان باید عقیده داشته باشد و این عقیده را از یک جایی  که سلامت باشد و مدام، پیدا کند.

ده سال پیش موبایل تازه به بازار آمده بود و بیست سال پیش اصلا موبایل وجود نداشت. سی سال پیش تلفن تازه آمده بود و چهل سال پیش اصلا نبود. صد سال پیش ارتباط و برق و .. در ایران معنا نداشت. نمی شود در بین اینها قرار گرفت باز هم با حرفهای قدیم؛ هر روز و هر لحظه اتفاقات جدید رخ می دهد . هر لحظه بدن ما تازه می شود، شاید ما متوجه نشویم، ولی پس چگونه است که سن ما بالا می رود؟ چگونه چهره کامل می شود؟ بعد از کمال کم کم افت می کند تا به پیری برسد؟ خب این سلولها مرتبا تغییر در رنگ و جنس و شکل و میزان و وزن و تحرک .. رخ می دهد. معنویات هم دقیقا همین روند را دارد. اینکه فقط شنید و رفت، این طور نیست. دین را باید زنده نگه داشت.

هنر امام حسین این بود که دین را زنده نگه داشت. فرض کنید کل بشریت یک انسان است، امام حسین فهمید که دین این یک انسان ( کل بشریت)، در حال مردن است، باید یک کاری کند. مثل عمل جراحی، دیگر مراقبت و داور و درمان افاقه نمی کند، باید جراحی شود و خونریزی رخ دهد تا جلوی مرگ را بگیرد.

حال هر کدام از ما یکی از آن انسانها هستیم. این مرگ دین ما را دربرگرفته است. به شرطی که ما جلوی این را بگیریم و اجازه ندهیم که بمیرد. امام حسین برای این شهید شد و شهادتش هیچ دلیل دیگری ندارد. اگر دین یک امر قلبی بود دیگر شهادت معنا نداشت. پیشنهادات را به حضرت دادند. کسانی که با امام حسین(ع) نیامدند، مثل ابن عباس و عبدالله بن جعفر و خیلی از کسان دیگر، اینها انسانهای متقی بودند، مفسر قرآن بودند و حتی بعضی از ایشان شبهه پیش می آمد که شاید امام باشند، نگاه نکنیم به این راحتی که الان داریم و ائمه برای ما شناخته شده هستند، آن زمان اینگونه نبوده، بسیاری ابن عباس را امام می دانستند، و جانشین پیغمبر می دیدند،

در زمان همه اهل بیت همین جور بوده است. حال اینقدر برای ما روشن شده است، اینها آدمهای بزرگ دینی و معنوی، ظاهراً بوده اند، ولی همین ها به حضرت عرضه داشتند که چرا از راه جنگ می خواهی وارد شوی؟ شما در مدینه بمان و تبلیغ و سخنرانی کن، حج را به جا بیاور و زیارت پیغمبر بروو... ( نعوذ بالله گویی امام نمی فهمد و اینان می فهمند) یا از طرف یزدیان پیام برای امام حسین آوردند که ماهیانه مبلغ هنگفتی به شما می دهیم، و یک منطقه وسیعی مثل یمن را به شما واگذار می کنیم، تا حاکم آنجا شوی، ولی حضرت فرمود که بحث این چیزها نیست، اسلام در حال موت است. حضرت خود فرمود: که از اسلام جز سلام باقی نمانده است! عربها هم شروع ارتباط و هم پایانش (خداحافظی) با سلام است. وقتی وارد حرم امام رضا می شویم می گوییم السلام و علیک یا علی بن موسی الرضا، خارج هم که می شویم همین را می گوییم.

امام حسین فرمود با اسلامی خداحافظی کردند و چیزی از آن باقی نمانده است. من خونم را می دهم که اسلام زنده شود. هر سال این اتفاق می افتد، گمان نکنیم که فقط یک بار امام حسین شهید شده است، امام حسین یک حقیقت است، اینجا فقط جسم ایشان مطرح نیست. همین که یک باره روحی دمیده می شود، عده ای مشغول میشوند و کار می کنند و هزینه می کنند، وقت می گذارند تا هیئتی برپا شود، این دمیده شدن روح است. این نشانه زنده بودن امام حسین است. حال ممکن است بعضی نیت نداشته باشند و همین طوری کاری را انجام می دهند، این فرد خودش بی اطلاع است، ولی اگر از بعد دیگر و از بالا به قضیه نگاه کنید، می بینید که امام حسین در حال فریاد زدن است. " ذلت را نپذیر" الان با نماینده مجلس معلوم می شود، اگر نتوانسیتم اینها را با هم مرتبط کنیم این دین فایده ای برای ما ندارد و دین مرده است. می شود دیگران را محکوم کرد، و ادعای درستی راه کرد، چیزی را تا دیروز حرام تلقی می کردند و امروز حلال، باید به روز باشیم و ...  این راه مسلمانی نیست . باید کمی انصاف داشت،

همه این حرفهای ما برگرفته از احادیث معصومین است. امام حسین همه این حرفها را در روز عاشورا زده است. امام حسین فرمود: که دین ندارید، قبول، من از دین خارج شده ام باز هم قبول، ولی حداقل مرد باشید و انصاف داشته باشید. قضاوت کنید که چه کسی برحق است؟ آیا کار شما شایسته است یا نه ؟ چه می خواهید کنید؟ به کجا می خواهید برسید؟

الان دقیقا ما هم همین حرفها را می شنویم، الان هم کربلاست و فرقی ندارد. الان هم امام حسین حرف می زند. شما یا حرف امام حسین را می شنوید و می پذیرید و انجام می دهید و یا ؟....

یکی جز بدترین هاست، مثل شمر و یزید و عمر بن سعد ولی بعضی ها اینقدر بد نیستند، ولی بالاخره بد هستند، غیر امام حسین هستند، حال ممکن است چند نفر را هم امام، به دلایلی عذرشان را پذیرفته باشد، ولی این همه مسلمان، میلیونها مسلمان، ولی هزار و صد نفر با امام حسین حرکت کردند. بعضی ها می گویند تا سه هزار نفر هم رسیدند. ولی در روز عاشورا به صد و پنجاه نفر نهایتا یه دویست نفر ( با زن و بچه) رسیدند. مابقی رفتند، همین فکرها را کردند و حساب و کتاب کردند دیدند، امام حسین خیلی سخت می گیرد و دین هم اینقدر سخت نیست،دل باید پاک باشد! ولی امام حسین به دل نیست، اگر قرار باشد کسی مشروب بخورد ولی نماز صبح هم بخواند این دو با هم جمع نمیشود. اگر قرار باشد با زن ها دست بدهد، نمی شود، (اینان رایج کرده بودند) اگر قرار باشد احکامی که خدا و پیغمبر دستور داده بود جمع شود، و یک سری احکام را خود وضع کنند در مورد زنان، و ارتباط زن و مرد، این نمیشود، این دیگر اسلام نیست. ولی به اسم اسلام می گویند. اسلام یک امر قلبی نیست، که اینان به امام حسین پیشنهاد دادند به یمن برو و یا کار اعتقادی انجام بده؛ دین این نیست، دین را اشتباه فهمیده اند. معنویاتشان خیلی پایین بود.

اسلام ظاهر را می سازد، بعد اعمال و افکار فرد را می سازد. بعد ظاهر و باطن فرد می شود الهی؛ اگر فقط به یک بعد توجه کند، فقط به باطن یا فقط به ظاهر توجه کنیم این برای ما فایده ای نخواهد داشت. هر دو اینها باید با هم باشد.

اینکه می گویند اسلام با حکومت کاری ندارد، حکومت برای متخصصین باشد، مگر چنین چیزی میشود؟ هر متخصصی که برای کار انتخاب شود بالاخره دارای یک دینی است، اگر هم هیچ دینی را نپذیرفته باشد که این خود بدترین دین است!

اگر یک جامعه شناس را برای کار انتخاب کنید( بیشتر دوم خردادی ها خود جامعه شناسی خوانده بودند شاگردان دکتر سروش و پیرو تفکرات هابر ماکس جامعه شناس معروف یهودی، مخالف خدا و الحادی) یک مدل غیر اسلامی را در جامعه ما پیاده کردند. نمی توان گفت انسان هیچ دینی را نداشته باشد، دین یعنی روش، هر کسی انجام امور خود را بر یک روش می گذارد، ما می گوییم بهترین روش، روش پیغمبر و جانشینان پیغمبر است، وگرنه هر کسی برای خود یک روشی دارد.

اینکه روایت داریم که راههای رسیدن به خدا به تعداد مخلوقات است، واقعا همینطور است، اما ما می خواهیم همان راهی را برویم که امیرالمومنین و امام زمان(ع) رفت، خودمان برای خود، راه درست نکنیم، راهمان در همین راستا جابگیرد، جای پای ما، جای پای حضرت باشد، چه در راه رفتن ظاهری، در لباس پوشیدن، در فکر کردن، و در هر چیز دیگری، این اسلام است، اشتباه نکنید. ما یک چیزهای واضح و مبرهنی را اصلا به آن فکر نمی کنیم. دنبال چیزهای پیچیده هستیم. دنبال این هستیم که یک دلیل عرفانی و فلسفی و پیچیده برای قیام امام حسین پیدا کنیم. 

حضرت خود فرمود: که این اصلا پیچیده نیست، شما جای حلال و حرام را عوض کرده اید، حلال و حرام را با هم جمع می کنید. شما اسلامتان مرده، با این کارهایتان اسلام را کشته اید. شما در کاخ نشسته اید،( الان هم همین است در کاخ نشسته اند) شما مخالف من حرکت می کردید، ( در فیلم های انتخاباتی دیده اید طرف در کاخ نشسته، خانه آنچنانی و میلیاردی، حال یک بنده خدایی پیدا شده، منزل نارمک، ماشین معمولی، چندین بار هم ترورکرده اند ولی ناموفق، در بین مردم راه می رود، مثل مردم لباس می پوشد، به وضع مردم رسیدگی می کند، این را می گویند بد است، این کلاس ندارد، این قیافه اش به ریاست جمهوری نمی خورد، علم ندارد، ولی آنهایی که دیروز حلال را حرام می شمارند و الان برعکس شده اند، اینان دینشان درست است و آیت الله راستکی هستند!!!  ولی خب انسان عقل دارد، این را همه دنیا فهمیده اند، گردن کلفت دنیا، بوش، چندین بار اقرار کرده این کیست!!! رسما اعلام کرده که دیپلمات های ما اشتباه کرده اند، چون نمی توانند با این کنار بیایند، وسط آمریکا هم همین صحبت ها را می کند، « اللهم عجل لولیک الفرج» آنان می گویند جمهوری اسلامی نباشد، او تازه می آید می گوید جمهوری اسلامی تازه یک مقدمه است. خیلی هم ساده صحبت کرد، کدام آیات در کدام کتاب الهی آمده که شما اینگونه به مردم و جهان حکومت کنید؟ همجنس بازی کجا رواج دینی پیدا کرده است؟ شما دین را کنار گذاشته اید، اینهمه ظلم و کشتار، ... خب این خیلی ساده است. به شخص کاری نداریم به جایگاه و این حرف  و عملکرد و فکر کار داریم که کسی در دل ظلمت و قلب آمریکا چنین حرفی را می زند. اگر همه نمایندگان مجلس اینگونه فکر می کردند وضع مردم این نبود. بسیاری از مشکلات مردم از همین ها ناشی می شود، طرف متوجه نمی شود که این شخص فقط دو میلیارد قیمت منزل شخصی اش است. یک روزی اینها را حرام می دانسته و با اتوبوس به مجلس می آمده، ولی حالا می گویند وقت ما هر ساعتی میلیون ها تومان برای مردم ارزش دارد!! چه کسی اینها را گفته؟ اگر خیلی مهم باشد رییس جمهور از شما بالاتر است و از آن مهمتر رهبر است که از همه شما بالاتر است. این حرفها را رها کنید، رهبر انقلاب، هفته ای دو یا سه شب به خانه های مردم می رود، اولویت با خانواده های شهداست. بعد اولویت با محرومین درجه یک است، یا تهران یا شهرهای اطراف، مایحتاج زندگی می خرد،( گوشت و برنج و ...) با همان پولهایی که در اختیارش است، از هر طریقی( خمس و ...) خود شخصا و نه با دستور، به در خانه مردم می برد.

امیرالمومنین که خود خلیفه بود می توانست دستور دهد یا امام باقر که خلیفه هم نبود این کار را انجام می داد، این همه خدم و حشم داشتند کاری برایشان نداشت، پول هم بود و دستور را می دادند، اینها فایده ندارد، این قلابی است و اسلام مرده است. اسلامی زنده است که رهبر انقلاب خود این کار را شخصا انجام می دهد. رییس جمهور خود شخصا در بین مردم در شهرستانها و روستاها در سرما و گرما حضور دارد، ولی امکان ترور هم هست با رعایت احتیاط، وگرنه امیرالمومنین می توانست به جنگ نرود، مگر جانشان در خطر نبود؟ آیا جنگی بوده که حضرت در آن مجروح نشده باشد؟ چه در زمان پیغمبر و چه آن چندسالی که خود حکومت کرد، میدانست که جنگ است و باید به وسط میدان آمد، امکان همه چیز هم هست، نمی شود که فرمانده در یک محافظ شیشه ای قرار بگیرد و دستور جنگی صادر کند، اگر شکست خورد که هیچ اگر پیروز شد و ادعا داشته باشد، این اسلام واقعی نیست، ) جمع این دو هم عقل سالم هم قلب سالم باید باشد.

مثلا الان کسی مقداری پول دارد نمی تواند خود کاسبی کند، به بانک می سپارد، بانک به عنوان امین مردم، این پول را در کارخانه ها سرمایه گذاری می کند، مخارج خود و کارمندان و ... را بردارد، پول این فرد را هم بدهد و کار کارخانه هم راه بیفتد، این خیلی خوب است، ولی الان و در این 16 ساله  و بعد از جنگ بانکها اینگونه کار نکرده اند. الان کلی تبلیغات می کنند و یک ماشین چند میلیونی هم جایزه می دهند، که اینها پولهای قرض الحسنه است، مردم در بانک می گذارند مثلا حدود 100 میلیارد تومان، یک سری ها کاسب هستند آنها هم مقداری پول در بانک می گذارند، یک سری ها هم پول می گذارند تا سود بگیرند، اینها همه را در یک کاسه می ریزند، از پول قرض الحسنه پول در می آورند و سود آن را به افراد دیگری می دهند، خب این همه حرام شد، و همه گرفتار حرام شدند، خب اگر شما دین هم که نداشته باشید، عقل که دارید، این چه کاری است؟ بانکها را از هم جدا کنید، هر کسی بنا به نوع کارکرد خودشان فعالیت کنند، این بانک 150 میلیارد جایزه به مردم می دهد ولی 1000 میلیارد تومان سود می برد، ولی این قرض الحسنه است، آیه صریح قرآن است، پس کجاست ؟ این اسلام مرده است.  

والسلام

 

 

 

 



 لینك مطلب  نظرات []     نوشته:محمد اعتصامی فر    معرفی به دوستان
قصه من و مامان و دختر همسایه
از این تصاویر احساس شرم حقارت و...کردم...خدا باعث و بانیشو نیامرزه ....چیه دنبال قاتل بچه هامون تو خیابونا را افتادی
آه ه ه ه هچقدر جمعیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در بوشهر این دانش اموزان را از سر در س به کجا می برند؟؟؟؟
مروری بر اعتراضات و افشاگری های یادگار امام (ره) در مورد رفسنجانی قبل از وفات
در اعتراض به توهین به گل سر سبد هستی عقل کل محمد بن عبد الله روحی له الفداء
انتقاد رحیم‌پور ازغدی از تنبلی در اقتصاد داخلی و التماس در اقتصاد خارجی
سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی
سلمان و ابوذر فاسد نمی‌شوند
اقتدار موشکی در برابر اقتدار شکمی!
رفراندوم خواست برخی رئیس جمهوران در ایران بوده وهست
حرف دل
بشار اسد گفت به نامه ۱۱بندی رهبری عمل کردم و پیروز شدیم
خبرگزاری هدهد بی برکتی دولتی در درآمد
نعلین پاره مقام معظم رهبری سوژه شبکه‌های خبری +عکس
.:::: بیانیه حاج سعید حدادیان در دفاع از مداح با اخلاص حاج محمود کریمی ::::.
ببخشید آقا! من می‌تونم یه كم به خانوم شما نگاه كنم و لذت ببرم؟
«....دوستم داشته باش....»
سخنـان نــاب و پرمعنــای زنـدگی
می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.
به مناسبت کور شدن چشم فتنه در 9 دی 88
«این بار سخنم با توست نه با بندگانت!
چشم چرانى و نگاه آلوده،
خواص زرشک و شربت ان
ایا تا بحال پای پدرت را بوسیدی؟
بررسی موبایل توسط امام زمان(عج)
ذکری که مجرب است
تاثیر خوش اخلاقی
مردان چهار زنه!!
ایه غار ایا فضیلت ابوبکر است
بنر ما


آمار بازدیدها
امروز: نفر
دیروز: نفر
این ماه: نفر
ماه گذشته: نفر
آخرین بازدید:
كل بازدیدها: نفر
افراد آنلاین:

نفر

اطلاعات پست ها
آخرین به روز رسانی:
تعداد پست ها : عدد
ایجاد صفحه: 105 ثانیه
پشتیبانی آنلاین

CopyRight All Rights Reserved by KHAFAN 30TI.MIHANBLOG.COM
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به ((((( هد هد اسلام ))))) است . هر گونه كپی برداری ازمطالب یا تصاویر این سایت تنها با ذكر منبع مجاز می باشد .